شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

مقدمهء مصحح 1

نفثة المصدور ( فارسى )

[ مقدمات ] مقدّمهء مصحّح بنام ايزد بخشايندهء بخشايشگر اجمالى در تطوّر نثر ساده و مرسل به نثر فنّى از اواخر قرن پنجم و اوايل قرن ششم هجرى ، تقريبا همدوش با نثر ساده و بىتكلّفى كه دنبالهء نثر دورهء سامانى و غزنوى بود ، شيوه‌اى در نثر فارسى بوجود آمد كه بتدريج آن را از صورت ساده و روان و مرسل و دور از تكلّفات و پيرايه‌هاى لفظى و آرايشهاى صورى دور ساخت و در طىّ قرنهاى ششم و هفتم تقريبا جاى آن را بگرفت . دلايل عمدهء اين تحوّل را در عوامل ذيل مىتوان خلاصه كرد : گذشتن مدّتى بالنّسبه مديد از حملهء عرب و انقطاع تدريجى رابطهء ادبى ايرانيان با گذشتهء خود . نفوذ و شياع و قوّت روزافزون ديانت اسلام و علوم متعلّق بدان ، همچون علم قراءت و تفسير و حديث و فقه و كلام ، كه خود متضمّن رواج و إشاعهء زبان و ادب عرب نيز بود و درك و فهم و تعلّم و تعليم اين علوم جز با اطّلاع بر دقايق آن زبان امكان نداشت ، و ايجاد مدارس متعدّد علوم دينى در نقاط مختلف ممالك اسلامى از جمله ايران . كثرت مؤلّفات بديع در ادب و بلاغت عرب كه مدار آن بيشتر بر توجّه ببدايع لفظى و ارزش خاصّ لفظ در كلام بود ، و رغبت فراوان نويسندگان و منشيان و مترسّلان در فراگرفتن فنّ انشا و ترسّل بدين آثار . پيمودن نثر فارسى مراحل ابتدايى خود را در شيوهء ساده‌نويسى و رسيدن آن بذروهء كمال خود در اين طريق ، و ميل و توجّه خاصّ نويسندگان فارسى زبان بر متوقّف نماندن